● بعُد سوم آرمان نامه اُرد بزرگ●
● فرگرد فرهنگ●
_______شاعر :« قیصر امین پور »_________
یااینکه باامروزوزمان فعلی وعصر جدیدهماهنگی نداردتامردم تابع آن باقی بمانند.درنتیجه دولت کشورهای بزرگ ازطریقه آموزشهای ملی وآموزش پرورش ورسانه هااین امررابرای نسل آینده ی خودبرعهده گرفته,است تاروزانه پرورش مردمی خودراانجام داده وازآداب روروسم وفرهنگ ملی بدور نیافتندودرعین حال همزمان با جوامع دیگردرپیشرفت ورشد فکری جامعه ی خودتلاش میکند.که,درطی فرگردتوضیحاتی نیزدراین زمینه داده خواهد شد.ازجمله,آداب وروسوم هائی که بسیاردرتمامی جوامع کم شده است دیدوبازدیدهائی ست که به,رسم تربیت واحترام به بزرگان اقوام ویاطبق سنت های مخصوص آن جامعه مرسوم بوده است ومعمولادرجوامع کوچک جزء مراسم آن کشورمحسوب میشوداماامروزه,مشغله کاری,درهمه جوامع,درکشورهای کوچک وبزرگ باعث گردیده است که,انسانهاحتی کمتر وقت وزمان آن راداشته باشندکه جویای حال یکدیگرازطریق تلفن شوند,چه رسدباینکه بابرنامه ای همیشگی ودائمی قادرباشندروزیا,شبی راحتی درمحلی گردهم جمع شده وساعاتی راباهم سرکنندودرعین حال مشکلات وفشاراقتصادی وگرانی درجوامع بسیاری نیزعلت دیگر کم شدن روابطاینگونه دربین اقوام وآشنایان ودوستان است که مسلما هیچکس مایل نیست مزاحم خانواده ای شود که میدانددچارمشکلات اقتصادیست ویاقادربه تامین کمترین نیاز مهمان خودنیزنمیباشدوهرچه رانیزدراختیارداردانقدرمحدوداست که شاید برای خانواده ی شخصی اونیز کفایت اینکه نکند.درنتیجه درچنین مکانی رسیدگی به فرهنگ خانواده وجامعه نیزازیادمیرودوتمامی تلاش تنها برزنده ماندن صرف میشودوبه همین شکل درجوامع نقش فرهنگ کمرنگ تر شده,وانسانها بادورشدن ازهم,به,هربهانه ای که خواه مشکل اقتصادی خواه مشغله زندگی امروزیست,درهر شکل روزبروزازنردیکی انسانهابایکدیگر کم شده,وفرهنگ جامعه روبه تحلیل رفته یاحتی فراموش میگردد وبسیار نیزدرفشارهای عصبی ناشی اززیادی کاروکمبودها آدمیان ازیکدیگر دورشده وبه انزاو وتنهائی خود "خو" وعادت میکنندوبتدریج نیز فقر فرهنگی حاصل میشودوبسیاری,ازارزش هابه فراموشی سپرده شده وتعدادانسانهای بی هویت که,ازآداب وروسم وتاریخ وسنت خودبی خبر مانده اندوریشه ی فرهنگی خودرانیز نمیدانندروبه,ازدیاد میگذاردوبرای هرجامعه ای این به نوعی فاجعه تلقی میشود که دچارفقر فرهنگی شده وافراد جامعه وجمعیت مذکور روز بروز از دیگر جوامع فاصله گرفته وسرانجام به فقط دانش وهنر و....برسند.
ازاین نظرجوامع بزرگ برای حفظ آداب ورسوم وفرهنگ وریشه های آبااجدادی خود نیز برنامه هائی رابرای ملت خوداندیشیده اند که در فرگردهای پیشین نیز با مثالهائی از آن یاد شده است وازجمله ی آن این است که بااینکه شکل اولیه تربیت انسانی وتربیت فرهنگی هر فردی درخانه وخانواده شکل میگیردامادر کشورهای بزرگ بعلت مشغله های زمانی وکمبود وقت وشاغل بودن پدر ومادرجهت آنکه تربیت فرزندان دچار وقفه نشده وریشه های اصلی فرهنگی جامعه همزمان با عصر جدیددرروشنفکری ورشد فرهنگی پیشرفت داشته باشد بیشترین مسئولیت راآموزش وپرورش ونهادهای دولتی آموزشی آن کشوربر عهده دارندوبا کمی دقت میتوان پی بردکه دیگر این خانواده نیست که بیشترین خوب وبد تربیتی یاحتی آموزش فرهنگی رابه فرزندخودمیدهد بودن شاگردان ومحصلین ودانشجویان در8ساعت ازروزدرمحیطهای فرهنگی /آموزشی چون مداری ودانشگاههاوهمچنین نمونه تکالیفی که به,آنان داده میشودودرعین حال,آموزش کارهای,گروهی ونوشتن وتحویل دادن دروس وتکالیف وکارهای درسی و ...بصورت گروهی باعث میگرددکه زمانی را که کودک ونوجوان وجوان جامعه درخارج,ازمنزل درمدرسه یا بادوستان جهت نوشتن وارائه ی تکالیف به شکل پوسترروزنامه ای برای مدرسه یانوشتن پروژه های درسی,ویاکنفرانس های کلاسی که اکثراگروهی ست باعث میشودزمانی که باخانواده سر میکندروزانه جزدر تعطیلات بیش ازچند ساعت کوتاه درخانه نباشد واین زمان کوتاه رانیز بعلت اینکه اهل خانواده ازمدرسه وکار بازگشته اندبخوردن شامی صرف میشود ومجدداهل خانواده به کارهای روزمره ی شخصی ویا مربوط به خانه ی خودبازمیگردند,مادروپدربه رسیدگی به منزل یاخریدمایحتاج خانواده ودختر وپسرخانواده نیزیابه,ادامه دروسی که به تنهائی درمنزل می بایست انجام دهد,پرداخته یا اگر کاری برای انجام نداشته باشدبه امورخصوصی خودچون:تنهابودن دراتاق خودودیدن وخواندن ونوشتن چیزی مشغول شده یابادوستی درخانه یاپای,اینترنت یادرتلفن مشغول میشودوهمین نماینده این است که«خانواده»دیگر«زمانی»رابرای خانواده بودن درشکل واقعی وبه معنای واقعی «خانواده وبودن باهل خانواده» رادرخود نداردکه کسی بخواه یابتواندبه تربیت اساسی خانواده بپردازدویازمان رابانشست وبرخواست هاوگردهم آئی هائی که بنوعی درراه,هدف والائی اتلاف وقت نیز محسوب میشود صرف کندودرک آن بر بسیاری درجامعه امروزآسان ترازگذشته است وبرای عنوان خانواده ای که دکترجراحی رادرمیان خودداردبراحتی پذیرش این رانیزداردکه,او درمیانه شب پیج شده,وبه بیمارستان برای عمل خوانده شودیاپرستاری بسرعت خانه راترک کند تا بهامری ضروری چون جان یک انسان درزمانهای ضروری دربیمارستان برسدوخانه وخانواده را در ساعات متفاوت مجبوربه ترک باشدوامثال,اینگونه مشاغل که برای,آن خانواده درک آن بسیارعادی ست وهیچ عکس العمل بدی رانیز به همراه نداردچراکه هرچه مربوط به مرگ وزندگی باشدحتی کسی جداازخانواده,امری,انسانی وقابل درک است که برای مثال پدر یا مادری جشن تولد کودک خودرادرمیانه مراسم جشن تولد,مجبوربه,رهاکردن باشدوبه بیمارستان ومحل کارخود برگرددکه این امردرخانواده من نیز امری عادیست وهرآن ممکن است همسرم را"پیج" کرده و فراخوانده, برای امور مهندسی دستگاههای عمل بیمارستان ودستگاههای کامپیوتری والکترونیکی بخشهای متعدد بیمارستان درهر ساعتی به منزل وبه شماره تلفن مخصوص اوبه موبایل زنگ زده ووسط روز ونمیه شب روز عادی یاروز تعطیل اورابه بیمارستان فرابخوانندودرهر شرایطی هم که خانواده ی من باشدهیچیک ناراحت نخواهیم شدکه,اوبرای,انجام کارخودسریعا خودرابه بیمارستان برساند مباداکه جان انسانی درخطرباش که ,چنانچه نیزدراین کارتاخیر کرده یابموقع خودرابه محل نرساند ازسوی دولت وبیمارستان نیزمیبایست جوابگوباشدچراکه شغلی راپذیرفته است وشاغل بودن درآن را,امضا کرده است که,دراول بااو قرارگذاشته شده,است ,که همواره بایدخودراآماده به خدمت بداندوهیچ «اماواگری»دراین کارپذیرفته نیست چراکه موضع در بیمارستان بی شک مرگ وزندگی ست واگر تااینحد ضروری نباشد مزاحم وقت اودربودن باخانه وخانواده نخواهند شدوتا فردابرای رسیدگی به آن دستگاه صبر میکنند.مسلم است که اینگونه برنامه ریزی هابه نمادفرهنگی وارزش های فرهنگی اجتماعی هر کشوری بازمیگرددکه برای انسان وآدمی ارزشی بسیار انسانی قائل هستند وهمه گونه امکانات رفاهی رابرای حفظ هریک انسان وشهروند ومردم ملت خودوحتی مسافرین وتوریستها ومهاجرین بکار گرفتهودرحفظ جان وامنیت بشر ونسل ها درتمامی دنیا کوشا وبادقت هستندوبه همین تناسب نیز بسیاری درمکانهای مختلف درشکلهای مختلف تنها موظف به رسیدگی به همینگونه کارها هستند که مربوط به رفاه,انسانی وامنیت مردم وملت خویش میشود که تنها جنبه ی پلیس وقانون نداردکه به نوعی رفاه ملی یک کشور ازسوی همگان به حساب آمده ودرهررشته وکاری همگان حفظ جان افراد پیرامون خود را امری جدی ومهم وحتی وظیفه یفردی خودمیدانند لذامیتوان گفت وقتی فرهنگی"ارزش انسان"وحفظ وحمایت نسا آدمی رادرک کند درنتیجه برای ایجاد آن تمامی امکانات رفاهی وامنیتی آنرا در هرروزه ی زندگی مردمان بکارگرفته برای هراتفاق پیش بینی شده ونشده ای امادگی ای لارم راچه,از لحاظ بهداشت وسلامت وبیمه ی مردم,درنظر گرفتهوکمبودهائی را که بتدریج نیز ممکن است نمایان شود رابه,رفع وبازسازی فرهنگی آن درجامعه بین کارمندان ومردم خود درهررشته ای شروع میکند اینرانیز داشته باشن که "جان,انسان های دیگررانیز چون جان خوددانسته حرمت انسانی هرانسان راواجب دانسته ودرحفظ وسلامت وامنیت جانی شهروندان خود,خودرا مسئول بدانندوحتی جریمه هایی نیزدرنظرگرفته شده است که مردم موظف به این باشندکه خودراچون یک حامی یک پرستاریک دکتر یک کمک رسان درمواقع ضروری مسئول جان یکدیگروحافظ جان هم بدانندودرعین حال آموزشهای فرهنگی وسیعی نیز درسطح کشوردرمداریس دانشگاهاوهرکجا که انسانی فعالیت روزانه داردهمواره,وهرساله صورت میگیردکه همگان بادانش اجتماعی این فرهنگ قادرباشند یک بیک حامی جان مردم ونسل آدمیان دردنیاباشند
____ نـاشنـاخته مــانــده ام ____
ناشناخته مانده ام
در مسـیر تـمامـی رفتــن ها
در غـروب بـی ترانه فــردا
در طلـوع صبــح ابــری و بارانـی
و تنــها دل میـدانسـت
که بـی نصیـب میــروم
بـی آرزو بــی امیـد ,
در جاده هـای مـه آلـود ’ تـردیــد
التماسم را
خــش خــش بـرگهای پــائیـزی
بـی صــدا میــکـرد
در زیـــر پـــاهــایـم
کـه بــی هـدف میرفـــت
به کجا روانـم مــن
جــویبـار غـم آلـوده’ اشکم نیـز, نمیداند
مـن امـا روشـنائی ,نـور خــداونــد
را جـستجـو مـیکنـم
بـا تمـامی تـار و پــودم
و اگـرچـه سـرگـردان
راه مـی پیـما یـم
...میــدانم , بیـراهه نخـواهد بـود
جـستجـوی راه خـــدا
راهــی را که در آن
بدور از تـمامی نیـرنگها
در یـأس
از پنـاه بــردن بــه آدمــی
یکـروز روشنـائی خـواهد یافــت
از بـرکت امیــد بــه خــداوندی
کــه رهـایم نمی سازد
در بی کسـی ها
و آنــروز
دیر نـخواهـد بود
رنتیجه دردنیای کنونی, بسیارندخانواده هائی که تک تک آن انقدر مشغول درس وکارخود هستند که نیاز تحصیلی وکاری واحتیاج به صرف زمان برای هریک وقت وزمانی راباقی نمیگذاردکه به گپ زدن وبگو وبخندهای بیموردی صرف شودکه اتلاف وقت جهت رسیدن به,اهداف بالاتروبهترمحسوب میشود وتک تک خانواده نیزاینرابه گونه ای احترام آمیزازیکدیکر قبول میکنندچراکه هدف والائی درمیان است که,ارزشمنداست وبرای رسیدن به آن ,از هیچ فداکاری برای یکدیگر نیز دریغ نمیکنندوحتی بخشی ازمسئولیتهای خانگی یکی رادیگری بعهده میگرددتازمان بیشتری دراختیاراو بگذارد تااوقادرباشد به دروس یا کارخوددرآرامش خاطرودرزمان مناسب بپردازد واین احترام متقابل این درک وفهم یکدیگر تنهادرخانواده هائی دیده میشودکه ازخانواده های هستند که رشدفکری وشخصیتی خودرادرنظام تربیتی خانواده به شکلی آموزش داده اند که بتوانند بجای متوقع بودن ازیکدیگربه یاری هم نیزپرداخته دراعتلای فردی,ازخانواده به مبدائی که هدف اوست اورایاری دهندوکمترین دلخوری ونکوهشی نیز صورت نمیگیرد که چرا بیشتر زمانی راباما سرنمیکنی یاوقتی برای ماکنار نمیگذاری وهمین امر باعث میشود خانواده های کنونی بادرک متقابل هم پیشرفتهای شایان توجهی را در زندگی خود وخانواده ی خودنیز شاهد باشندوبه مقامی بلند واحترامی ارزشمند در اجتماع وجامعه نیز دست یابند.
___ شعر از: فرزانه شیدا____